تبليغاتX
خانه دوست
   
  خانه دوست
آخرین مطالب
درسهای احمدی نژاد پای تخته سیاه + تصویر
خواب هایی که برای گفتمان سوم تیر متأسفانه تعبیر شد !
چرا احمدی نژاد به مجمع رفت؟!// احمدی نژادی که از خودش گذشت...//
گفتم شوم فدایش، یاری که بی رفیق است
احمدی نژاد ذوالقرنین زمان است
احمدی نژاد و امام خامنه ای در مقابل اقتدارگرایان
تحليل جالب يك دوست ( آقاي ابطحي ) در پاسخ يك تكفيري به نام شناس
خنجرهایی از نارفیقان: شریعتمداری ها
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
برای مظلومیت علی اصغر سیجانی و محمود احمدی نژاد
سانسور شدید سخنان امام خامنه ای توسط اقتدارگرایان
روز کابوس اقتدارگرایان

نتایج انتخابات مجلس نهم
بیانیه مهم جبهه توحید و عدالت
تکلیف شرکت در انتخابات و ملاکهای انتخاب اصلح در دیدگام امام خامنه ای(مدظله) و امام راحل(ره)
طلائیه محل ملاقات مردان قبیله خورشید با خدا
لاریجانی از چه می هراسد؟
هميشه خدايي هست ...
رهبر انقلاب:كسانى كه چوب لاى چرخ مسؤولين كشور میگذارند، شايسته آمدن به مجلس نيستند/حجت الاسلام روح و
نگاهی به شباهتهای بسیار در دیدگاههای امام خامنه ای(مدظله) و دکتر احمدی نژاد
آقای ضرغامی کودتا علیه احمدی نژاد را متوقف کن
این شیر همچنان می غرد
چرایی فشار اقتصادی به دولت احمدی نژاد/ توصیه رهبری به احمدی نژاد
آنچه از احمدی نژاد یاد گرفته ام...
 
آرشیو مطالب
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
شهریور 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
بهمن 1389
اردیبهشت 1389
بهمن 1388
دی 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
 
پیوندها
سايت مقام معظم رهبري (دام ظله )
سايت رياست محترم جمهوري
صريح نيوز
حاميان دكتر مردمي
تيتر 1
آرمانشهر
خادم ملت
هزار سنگر 1
خبرگزاري برنا
بايد كاري كرد
معتكف
رئيس جمهور آسماني
رئيس جمهور ايرانيان
ندايي از درون
ابصار نيوز
رهوا
شبكه ايران
فخانيوز
برجك
دولت
رايحه ظهور
رودخانه نقره اي
محرمانه آنلاين
روزنامه ايران
يادداشت هاي شخصي محمود احمدي نژاد
احمدي نژاد در محاصره
همساري
ادوار حكمت
رودخانه نقره اي
معيارنيوز
شبكه خبري زمان
رهاپرس
دولت مهر
خط خطي
عدالتخواه
عمار انحرافي
صدای قدمهای مهدی فاطمه می آید
انسانيت
دوست دارم خدا
سلمان آنلاين
طاهرنيوز
عمار
گفتمان پرس
تکامل در مسیر ظهور
انعكاس
دولت محمود
محب الاولياء
سياست نوشت
ياردولت
عمار پرس
عبوديت
هويتنا
زالزالك
دولت حق
نوكر مردم
بصيرت عاشورايي
طرح تمدن فردا
خبرگزاري ايرنا
آیت الله العظمی خامنه ای پیگیری منویات ایشان در سال 91
نوشتارهای مسعود شفیعی کیا
یاران دولت آقا امام زمان(عج)
محفل محبين الشهداء
طلبه عدالت !
حافظه سياسي
گروه مستند سراج
تا آخر هستيم
حریم الهی
 
درسهای احمدی نژاد پای تخته سیاه + تصویر


محمود احمدي‌نژاد در نخستين اجلاس وحدت و انسجام ملي جوانان ايراني، كه به درخواست جوانان حاضر در مراسم در كسوت معلمي قرار گرفته بود، با نگارش "بسم الله الرحمن الرحيم" بر تخته سياه، کار خود را آغاز کرد.







مشق اول اين بود: خداوند همه اين عالم را براي انسان خلق كرده و انسان را نيز براي خودش خلق كرد. 
پس انسان جلوه خداوند است و اگر انسان خلق نمي‌شد راهي براي شناخت خداوند وجود نداشت.






به گفته رئيس جمهور پيامبر آمده تا عدالت، عشق و كرامت را برپا كند. رييس دولت دهم گفت: انسان منهاي آزادي بي‌مفهوم است، هر انتخابي كه انسان انجام مي‌دهد تابع آزادي او است.






احمدي‌نژاد چندين بار تاكيد کرد ‌كه «ماموريت امروز ما ساختن ايران است».





احمدي نژاد نهايتا چنين نتيجه گرفت: به نسبتي كه حاكم عادل، عاشق و آزاد است مي‌تواند جامعه را به عدالت، عشق و آزادي برساند، و همه اين‌ها در وجود كسي به نام انسان كامل است كه ما به آن امام مي‌گوييم. حاكمي كه بويي از اين‌ها نبرده باشد چه مي‌تواند بكند؟




حسن ختام اين جلسه آموزشي اين بود: وقتي مي‌گوييم ايران، ممكن است بعضي‌ها فكر كنند منظور ناسيوناليسم است اما ايران يك فرهنگ و تمدن است. اين‌كه مي‌گوييم ايران، تفاخر نيست بلكه يادآوري مسووليت تاريخي ما براي ساختن ايران و جهان است.

خانه دوست | 0:28 قبل از ظهر - چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391
+
 
خواب هایی که برای گفتمان سوم تیر متأسفانه تعبیر شد !

بسم ربّ الشّهداء

 

 

آیا پیشگویی های رفسنجانی تحقق یافت ؟!


(«آرمان» ؛ نشریه مورد حمایت محمّد هاشمی )


خواب هایی که برای گفتمان سوم تیر متأسفانه تعبیر شد !

 

 

حذف یاران دولت ؛ امید به زندگی فتنه گران :

وقتی که حجاریان به اتهام نقش آفرینی در اتاق فکر فتنه در دادگاه محاکمه می شد شعار « اصلاحات مرد ؛ زنده باد اصلاحات » ، را در واقع رمز بقای براندازان مدعی اصلاحات مطرح کرد. ولی برخی از نیروهای خودی به اشتباه عقب نشینی های رأس فتنه را مرگ این جریان تلقی کرده و بازی جریان سازی موهوم آنان را خوردند .

گرچه با حضور کم نظیر مردم در انتخابات مجلس نهم و عدم اقبال مردم به شاخص های مدعی اصلاحات در مجلس هشتم حیثیت و جایگاهی برای بازیگران فتنه 88 نماند ، ولی در کنار حضور وفادارانه ی مردم ، برخی از خواص هنوز راه بی وفایی و مکر را می روند به خصوص که در حاشیه ی این حضور حماسی قلع وقمع بدنه ی قابل توجهی از هواداران گفتمان سوم تیر به اتهام جریان انحرافی منجر به امید واری این جریان شده است .

انتخابات تنها گزینه ی نفوذ و براندازی :

اگر یادتان باشد آقای رفسنجانی در ملاقات مدعیان اصلاحات ( دیدار حزب شکست خورده کواکبیان )پیش از انتخابات اخیر از استراتژی 2 ساله اش برای ورود به مجلس وشوراها وریاست جمهوری گفته بود ، حال ظاهراً پس از حذف عمده یاران رئیس جمهور در انتخابات مجلس نهم خیز مشتاقانه ایشان برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری دنبال می شود .

بنابر اعتراف رابطان آمریکا در رسانه های بیگانه ،  هنوز تنها گزینه ی موفق که در دوم خرداد 76 به تمام معنا جواب داده است برای برندازان ، نفوذ از راه انتخابات است ، چنانچه « هوشنگ امیر احمدی » اخیراً در بی بی سی گفت : « باید با انتخابات و باز شناخت مردم ایران به دنبال تغییر بود نه با جنگ و اپوزیسیون . » ( بی بی سی فارسی  91/1/30 )

 

« انحرافی هراسی » بازی ای که رفسنجانی ، خواص وبزرگان را وارد آن کرد :

آنگاه که فتنه شوم اختلاف افکنی بین نیروهای جبهه سوم تیر شعله می کشید  و گفتیم و دلسوزان هم گفتند که دعوا سر واژه ای که جناب « رفسنجانی » برعلیه دولت جعل کرده عاقبت خوشی ندارد ولی شاگردان ناشی میدان سیاست چشمان خود را بر اژدهای خفته فتنه بستند و از خطوط قرمزی که رهبری حکیم انقلاب اسلامی نیز ترسیم کردند ، گذشتند و رئیس جمهور را زاویه دار با ولایت و بلکه دولت ایشان را به انحرافی متهم کردند که در « چهارصد سال » گذشته بی سابقه بوده و بی توجه به سخنان رهبری آنرا حتّی مروج « بابی گری مدرن » خواندند .

حاصل این شد که در آستانه انتخابات مجلس نهم جریانی که برای حذف گفتمان سوم تیر در کمین نشسته بود بخش قابل توجهی از حامیان دولت را به جرم « انحراف » فاقد اعتقاد والتزام عملی به اسلام و جمهوری اسلامی معرفی کردند گرچه رهبری درباره این رد صلاحیت ها فرمودند : « ممكن است مقامى كه او را رد صلاحيت كرده، اشتباه كرده باشد. » ( 90/11/14 نماز جمعه ) ، ولی رد صلاحیت شدگانی که ممکن است درباره آنان اشتباه شده باشد را به احترام قانون فراخواندند و یاران گفتمان دکتر احمدی نژاد که رد صلاحیت شدند با همراهی قابل تقدیر با انتخابات ، ولائی بودن خود را به آزمون گذاشتند.

 

مرحله ی دوم « انحرافی هراسی » ؛ هضم یا حذف « جبهه پایداری » :

عده ای دیگر از حامیان این گفتمان که جبهه پایداری تشکیل دادند را نیز هر از چندگاهی کلیدداران نظام مثل حزب مؤتلفه ، نفوذی جریان موهوم انحرافی معرفی میکنند تا شاید از احمدی نزاد وگفتمانش کاملاً بی زاری بجویند .

 البته به برخی از تندروهای جبهه پایداری ضرب المثل عربی را باید یاد آورد شد که : « من صلّ بسیف البغی قتل به » هرکس به شمشیر ظلم وجفا درود فرستد با همان کشته خواهد شد. جریان متحد آقای رفسنجانی با رخنه در اختلافی که یک طرفش موسسه امامی ها و طرف دیگر آن رئیس دفتر رئیس جمهور بود و به کمک بدنه نفوذی یقه سفیدان و ارگانی مقدس با سیل اطلاعات دروغ و نادرست از توان جریان سنتی هوادار گفتمان سوم تیر برای حذف یاران دیگر رئیس جمهور استفاده کامل را کرد و با حذف کامل هواداران دولت حال نوبت به جبهه پایداری رسیده و در مرحله دوم انحرافی هراسی جبهه پایداری هایی که به تمام مقدسات قسم خوردند که از انحرافی ها جدایند را می خواهند به زانو درآورند.

 

ورود « جبهه پایداری » ؛ ضربه به مقبولیت گفتمان سوم تیر  و روحیه بخش فتنه گران :

گرچه اکثر جبهه متحدی هایی که خود را ملتزم به پروراندن آقای هاشمی رفسنجانی می دانند به خصوص در تهران در دور اول مجموعاً حدود یک دهم آراء عمومی را کسب کردند ولی اکثریت جبهه پایداری به عنوان تنها گروه حاضر در انتخابات که خود را پایبند به گفتمان سوم تیر می دانند با همین سرنوشت در انتخابات مواجه شدند - مثل عدم رأی آوردن مسئول دفتر استاد مصباح که شاخص این جریان است با وجود هزینه حداکثری از ایشان -  . و این مطلوب جریان متحد آقای رفسنجانی است تا بازماندگان معدود گفتمان غالب سوم تیر را هم قد و قواره ی جریان ورشکسته ی جبهه متحد نشان دهد .  گرچه برخی از اعضاء جبهه پایداری از سر تکلیف و برای یاری به عدم دفن گفتمان سوم تیر در مجلس نهم به صحنه آمده اند ، ولی شرایط پیش آمده را  می توان عامل اصلی روحیه بخشی به بدنه ی فتنه دانست تا جایی که مدعیان اصلاحات که مقصر اصلی فتنه 88 هستند و در انتخابات مجلس نهم فرصت عرض اندام نیافتند حال با موج رسانه ای با مطرح کردن نامزدهای احتمالی خود در انتخابات ریاست جمهوری 92 به صحنه آمده و دست بالا را می گیرند ، تا باج حداقلی از نظام بگیرند.

 

تبانی « مدعیان اصول گرایی و مدعیان اصلاحات » برای زنده به گور کردن گفتمان سوم تیر :

مصاحبه ی اخیر محمدرضا باهنر با یکی از روزنامه های جریان ورشکسته فتنه ( مردم سالاری ) که به گزارشی می ماند از چگونگی حذف طرفداران گفتگان سوم تیر از طرف باهنر و جریانش به بهانه ی « جریان موهوم انحرافی » ، گویای تبانی ای از جنس انتخابات 88 بین دو جناح ورشکسته برای حذف این گفتمان می باشد .

با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار دادن اصول گرایی به عنوان جناحی مقابل اصلاح طلبی را غلط دانستند ( 29 خرداد 1385 )  ، ولی این دو جریان برای حذف مردم از گردونه ی سیاست و نابودی گفتمان احمدی نژاد که به فرموده رهبری بر پایه شعارهای انقلاب است ، بر آنند بازی مندرس چپ و راست را با نام « اصول گرا - ا اصلاح طلب » بازسازی کرده و هر جریانی خارج از آنرا با انگ انحرافی از میدان به در کنند تا دیگر احمدی نژادی روی کار نیاید.

 سخنان اخیر « محمد جواد لاریجانی » در جمع رؤسای نمایندگی های نظام در خارج از کشور و مطرح کردن « سلفی گری شیعی جریان انحرافی دولت » ادامه همین نمایشنامه می توان ارزیابی کرد .

همانطورکه از جامعه روحانیت و جریانی که اصرار دارند خود را اصول گرا بدانند- مثل آقای « ناطق نوری » - در انتخابات 88 موسوی را نامزد مطلوب معرفی کردند و جریان اصول گرای حامی موسوی تشکیل دادند تا احمدی نژاد را حذف کنند و متأسفانه با بازی یکساله بی توجهان به هشدار رهبری و با دامن زدن غلو آمیز به جریان موهوم انحرافی ، راه را برای بازگشت فتنه گران باز کردند این طرح و فتنه بزرگ در حال شکل گیری است . و دامن زدن این حامیان مخفی موسوی و جریان متنفذ در بازار به التهابات قیمتی و فشار روز افزون بر حامیان میلیونی دولت نشانه ی تلاش بی فایده ی آنان برای کاهش محبوبیت بی نظیر رئیس جمهور است که تنها و مهمترین مانع حذف گفتمان سوم تیر می باشد.

 

حذف رفسنجانی ؛ « انتخاب به جا و به حق ّ » :

رهبر معظم انقلاب اسلامی در اسفند 89  پس از کنار گذاشته شدن رفسنجانی از ریاست  خبرگان رهبری در اولین دیدار آنان از آن استقبال کردند و از تصمیمات به جای خبرگان دانستند و فرمودند :« آنچه كه انتخاب هم كرديد آقايان! انتخاب بجا و بحقى بود . » (  89/12/19) حال متأسفانه با این فرصت سوزی های ابلهانه که در یک سال گذشته بر سر جریانی که معظم له بارها آنرا حاشیه ای وفرعی می دانند و بزرگنمایی صحنه های عادی مدیریت نظام مثل دورکاری رئیس جمهور ، شرایطی به وجود آمده که فتنه گران بدون محاکمه امید حضورشان بیشتر شده .

 در روش ومنش مدیریتی رهبری ، ایشان هیچگاه اشخاص را حذف نمی کنند مگر اینکه افراد خود کناره گیری کنند وپیش آمده که افرادی با نظام و شخص ایشان عناد ودشمنی کرده اند ولی ایشان با برکناریشان مخالفت کرده اند مثل مخالفت ایشان با برکناری « علی محمد دستغیب » نماینده ی حامی فتنه خبرگان و یا عدم عزل « طاهری »  امام جمعه ی سابق اصفهان  از طرف ایشان وچنین است که  ما باز ابقای آقای رفسنجانی که سال گذشته سخن کناره گیری از سیاست داشت را در این فرصت سوزی ها نظاره گریم .

جنجال آفرینان بر علیه « جریان موهوم انحرافی » ؛ فرصت سوزان بی ولایت :

بر خلاف امر ولائی رهبری که در ابتدای سال 90 تذکر دادند تا به حاشیه ها پرداخته نشود ولی انقلابی ترین دولت بعد از رحلت امام با لجنزاری از تهمت وافترا مواجه شد و رئیس جمهوری که به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی محبوب ترین دولت ها در صد سال گذشته است را در شرایط مظلومترین رئیس جمهور قرار دادند و به جای اینکه نفرت ها بر رأس فتنه برای کور کردن آن و دنباله ها و فرزندانش تداوم دهند ، کاری کردند که رئیس جمهور را بر کرسی اتهام و سؤال در مجلس بنشانند.

به راستی پاسخگوی این ندانم کاری ها کیست ؟! اگر اشخاص کم بصیرت چنین لغزشهایی کنند قابل اغماض است ولی کسانی که بصیر و عمار خوانده می شوند وقتی چنین کنند نمی توان به راحتی اشتباه دانست چرا که دانایان بیشتر خیانت می کنند تا اشتباه .

بنابر این باید در فرصتی که تا انتخابات سال آینده مانده به بازسازی گفتمان سوم تیر در بین خواص پرداخت تا خواصی که از توده ی میلیونی مردمی عقب افتاده اند را بازگرداند . مردم نشان داده اند هنوز به سوم تیر و فرمانده این جریان دکتر احمدی نژاد وفادارند و بر عهد خود با ولی فقیه میثاق دارند.

 

«جبهه » هایی که  فاقد  محبوبیت « دکتر احمدی نژاد » هستند :

گرچه اگر خواص خودی به دید عبرت به انتخابات اخیر نگاه کنند اقرار خواهند کرد که هزاران ساعت نفر جلسه و سفر و گفتگو نتوانست جبهه های خودساخته را در جایگاه رئیس جمهور بنشاند ، رئیس جمهوری که در پدیده ای بی سابقه در دور دوم از آرای چشمگیری برخوردار شد ولی جبهه پایداری که خود را احمدی نژادی اصلاح شده می داند نتوانست درصدی از محبوبیت احمدی نژاد را کسب کند،  خودمان را گول نزنیم ، در آمار انتخابات به دست آوردن یک دهم و یک هشتم مجموع آراء یعنی همراهی اقلیت با فهرست ! و این با موج جریان سوم تیر بسیار فاصله دارد.

رهبری که هم « ولّی » است و هم فقط خود « عمّار » خودش است :

 به یاد بیاوریم فریادهای یک سال گذشته رهبری که خود هم ولی  است و هم عمار خودش که ما را از اختلاف بر حذر داشت تا فشل و بی خاصیت نشویم . برای جبران باید در این مدّت تند روهایی که به خصوص در فهرست جبهه پایداری نفوذ کرده اند و اثاث کشی سازمانی کرده اند را نادیده نگرفت. این جریان بر آن است با تهمت زنی به رئیس جمهور ، گفتمان سوم تیر را حداقل در بین خواص زنده به گور کند ، و اگر هم نتوانست حریف مردم شود با بازتکرار دوم خرداد 76 مدعیان اصلاحات را برای تداوم سلطه حاکم کند.

گرچه خداوند همیشه بر خود عهد کرده که از مؤمنان دفاع کند و دفاع خداوندی هم نفوذ ناپذیر است واین مکرها وجهالت ها إن شاءالله با عنایت مهدوی راه به جایی نخواهد برد ولی عنایات إلهی هم تا جایی شامل حال ما می شود که خط مشی ما را ولی معین کند نه قبیله گرایان و رؤسای قبایل

http://mshali.blogfa.com/ .

خانه دوست | 11:17 بعد از ظهر - شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391
+
 
چرا احمدی نژاد به مجمع رفت؟!// احمدی نژادی که از خودش گذشت...//

بحث در مورد ماهیت جبهه پایداری و دلایل جدا شدن آنها از صف حامیان احمدی نژاد - گر چه هنوز به این اتهامبزرگ مورد تکفیرند و امروز اشرافیت متحد کشف کرده اند که برخی از افراد جبهه پایداری دارای دیدارهای هفتگی با رییسجمهورند و رخ دادن این کبیره موبقه را به عالم و آدم اعلام کردند!- از ضروری ترین کارها برای نشان دادن چالش های آتی پیش روی عدالخواهان واقعی است.بیایید برگردیم به سال ۸۳و ۸۴.. قبل از ۲۷خرداد. ادبیات سیاسی رجال ایران و رسانه ها و سایتهایشان چگونه بود؟ آیا تیترهای زیر و یا عبارات زیر برایتان یاد آور موضوع هست؟

مستاجر بعدی سعد کیست؟..دولت بعدی باید دولت آشتی ملی و وحدت ملی باشد...ایران باید به ۱۹منطقه فدرال سیاسی تقسیم شود...سهم قومیتها باید در دولت آتی لحاظ شود...با حضور زنگنه در وزارت مهم نفت سهم کردها از دولت در زمان اصلاحات تامین شده بود...اگر مردم ما زردشتی یا مسیحی شوند باید همان ادیان را دین رسمی اعلام کنیم...همه ایرانیان فارغ از نوع دین و قومیت باید خود را در دولت سهیم بدانند...وجهه مساعد آقای فلانی در میان مردم کرد(یا لرستان یا خراسان یا خوزستان یا آذربایجان یا...)..افرادی که دارای وجهه بین المللی هستند...به ثروت باید احترام گذاشته شود......و.........
و همه این تیترها و تحلیل ها در چه حالتی بود؟ یادتان هست؟ مرزها بکلی نا امن بودند. گروگانگیری مخصوصادر مرزهای شرقی امری عادی و روزمره شده بود..استان سیستان و بلوچستان به یک استاندار سنی متعصب سپرده شده بود..همه فعالیتهای هسته ای ایران ولو در آزمایشگاه لغو شده بود. ..بسیاری از دانشمندان هسته ای سالهای ۷۰تا ۸۰ایران را ترک کردند..نماینده رسمی ایران در آژانس اتمی خود برانداز و جاسوس بود...وزیر علوم رسما اساتید ایرانی را که در داخل دکتری گرفته اند به سخره می گرفت..تمام خود روهای پلیس ایران به صورت یکجا به بنز آلمان سفارش داده می شد..برگزاری کنسرت و ارکستر سمفونیک جزو قطعی برنامه های انتخاباتی بود...و...
ما این بودیم. تمام آمال و آرزوهای مردم ما به صفر رسیده بود...

همه می دانستند که جمهوری اسلامی دیگر فقط یک عنوان است و بس. «و كنتم علي شفا حفره من النار فانقذ كم منها»
حالا را هم می شود دید. کار به جایی رسیده که اگر فردا ایران به مریخ فضانورد بفرستد مردم تعجب که نمی کنند هیچ؛ تازه می گویند اینها برای قیمت شیر و گوجه فرنگی نمی شود!البته قصدم این نیست که بگویم چی بودیم و چی شدیم. چون به قول امام وقتی نوای دلنشین تفکر بسیجی بر جامعه ای طنین انداز می گردد دست ابرقدرتها از آن قطع می گردد..
البته تفکر بسیجی غیر از «عنوان بسیجی» است. احمدی نژاد دقیقا نماینده و الگوی چنین تفکری است.برای همین بود که خاتمی در سفر سال ۸۸به اصفهان در جمع سبزهایی که فریاد می زدند مرگ بر احمدی نژاد؛ گفت نگویید مرگ بر احمدی نژاد بگویید «مرگ بر تفکر احمدی نژاد!»
آری تفکری که در پاسخ حیدری - که در گفتگوی خبری سال ۸۴می پرسد دولت شما چه سهمی برای قومیتها خواهد داشت و آیا دولت وحدت ملی در دستور کار شما خواهد بود؟- می گوید این حرفها یعنی چه؟ ما یک ملت متحدیم. وحدت ملی مال کشورهایی است که دچار جنگ داخلی هستند.سهم قومیتها یعنی چه؟
البته به نظر خیلی ها - و نه فقط خاتمی - این تفکر باید می مرد و تفکر داماد لرستان باید سر لوحه
کار قرار می گرفت تفکر کشور منحد باید می مرد و کشور فدرال جای آن را می گرفت. همان نظری که رضایی در انتخابات ۸۴با وقاحت هر چه تمامتر اعلام کرد و در سال ۸۸هم مجددا اینبار با اسم بی مسمای فدرالیسم اقتصادی آن را ارائه کرد! که البته معنای مجددا آن منتهی شدن به فدرالیسم سیاسی است البته با کمی زمان...
الان در سال ۹۱ظاهرا از آن شعارها دیگر خبری نیست.عدالتخواهی و ولایتمداری سکه رایج بازار سیاست است...همانها که ژستهای شیک و خیره کننده شان در انتخابات ۸۴یادمان بود الان چفیه بر دوش دارند!همه ساده زیست هستند!همه ولایتمدار و حزب اللهی واقعی هستند!همه مطیع رهبری هستند!همه وفادار به قانون اساسی و نظام هستند!همه توانمند و با اخلاص و کار آمد و شجاع هستند!همه فن آوری هسته ای را غیر قابل مذاکره می دانند!...همه حامی و مخلص مراجع بزرگوار و روحانیت معزز هستند!


در این وسط فقط یک چهره سیاسی است که دیگر ولایتمدار نیست!سه هزار میلیارد می دزدد!با رهبری بد است!قانون شکن بزرگ است!به نهادهای نظام احترام نمی گذارد!ناتوان و نا کار آمد و عامل همه گرانی ها و بدبختیها است!با روحانیت و مراجع مشکل دارد !..حامیانش مستحق هر نوع رد صلاحیتی هستند!و..این چهره بد نام و دیو مانند که در میان دریایی ازفرشتگان و بسیجیان و مخلصان و مقربان بد جوری توی چشم می زند کسی جز محمود احمدی نژاد نیست.البته اینها را همه خوانندگان این سایت بهتر از من می دانند. من هم زیاد کاری با آن حضرات اصولگرا و اصلاح طلب فعلا ندارم.حالا در دنیایی هستیم که خاتمی هم از گور برخاسته و کاردینالهای رادیکال او را غسل تعمید داده اند... .
اینجا خطابم به جبهه پایداری ها است. می خواهم ای برادر های بسیار بابصیرت! بگویید چگونه است که در این دولت منحرف و ضد ولایت که در مقابل رهبری می ایستد و ایران و فردوسی را زنده می کند و ملی گرا و قومیت پرست است و قانون شکن است و... همه رجال ما ناگهان حامی ولایت می شوند... همه طرفدار قانون اساسی می شوند ؟ چگونه آن همه قومیت پرستی خود را به وحدت گرایی و بیداری اسلامی و اسلامگرایی می دهد؟
مگر نه اینکه دولت در این مدت صد در صد مشوق عکس این عقاید بوده است؟ چرا همان قومیت گرایان و ملیت پرستان و ضد ولایت فقیه ها و رسانه های جهانی شان در مبارزه با همین دولت همداستان هستند؟
یک زمانی بود که در همان سال اولی که احمدی نژاد تازه رئیس جمهور شده بود همسر آقای الهام مقاله ای نوشت و کمی از درد دلهای خود را در مورد رئیس جمهور سابق یعنی خاتمی نوشت... چه اتفاقی افتاد؟ همان جبهه البصیره یعنی آقای حسین شریعتمداری چه پاسخی به آن خانم داد؟ یادتان نیست؟ یادتان نیست که گفتند هر چه باشد خاتمی رئیس جمهور قانونی این کشور بوده است و احترامش واجب است ؟ حالا از مواضع سایرین می گذرم...این در شرایطی بود که خاتمی دیگر رئیس جمهور نبود و کارنامه ای پر از ننگ و کثافت و خفت و ذلت و فضاحت را در همه زمینه ها از خود به یادگار گذاشته بود...  این هم احمدی نژاد است. از اول دوره ریاست جمهوریش تا حال مورد شدید ترین حملات است و البته جناب شریعتمداری هم دیگر مطالبی که در مورد مقاله آن روز خانم رجبی نوشته را به یاد ندارد...
چرا اینطوری شد؟ از روز اول افراد جبهه پایداری چرا دور احمدی نژاد را گرفتند و بعد هم رهایش کردند؟ واقعا سر ولایتمداری؟  قطعا نه.میتوانید به این لینک مراجعه کنید
راستی مرجعیت و روحانیت و حوزه ها به کجا می روند؟ چه شد همان حوزه قم که خاتمی را به آسانی می پذیرفت حاضر نشد احمدی نژاد را به دروازه های شهر راه دهد؟ به خاطر دین...؟
زیاده نباید درد دل کرد. کسانی که متنهای احمد آقا را خوانده اند و یا سری به نوشته جات قبلی نگارنده زده اند قاعدتا تا به حال صدق کلام امیر مومنان را کاملا مشاهده گرده اند که: إنّ أمرنا صعب مستصعب لا يحتمله إلاّ عبد امتحن الله قلبه للايمان

خوانندگان محترم  قبلا دیدیم که یک فرق خیلی مهم میان جبهه پایداری و احمدی نژادیها هست. آنها ولایتمداران نظری هستند و احمدی نژاد تجسم ولایتمداری عملی.وقتی آبرویش را فدا کرده واقعا فدا کرده و اصلا به فکر اینکه چه چیز برایش بد می شود و چه چیز خوب می شود نیست. یقین بدانید اصلا به فکر اینکه در آینده چه کسی رییس جمهور می شود و ممکن است چه ها شود هم نیست.می گوید تا دقیقه ای که وقت دارم باید کارم را درست انجام دهم به گونه ای که بر قدرت ولایت اضافه شود ولو من فدا شوم. برای همین بود که حتی در آن ماجرای خانه نشینی تنها چیزی که کسی دقت نکرد این بود که با سکوت احمدی نژاد و صبر او بر آن همه شایعه پراکنی ها تنها چیزی که اتفاق افتاد افزایش هیبت و عظمت ولایت فقیه بود. مگر نه این است که می گویید احمدی نژاد در مبارزه با رهبری کم آورد و شکست خورد؟ همان بهتر که مردم همین فکر را بکنند تا درسی شود که هیچ گاه کسی جرات نکند رهبری را به چالش بکشد.. همان بهتر. این هم درسی دیگر تا بیش از پیش ادبیات کشور ولایتمدارانه شود و... شد.اما افراد جبهه پایداری اینطوری نیستند. هنوز از حصار تن رها نشده اند و معنای فداکاری را در حق الیقین نمی دانند. برای همین است که زیبا می گویند. خوب تفسیر می کنند اما هیچ گاه متوجه نمی شوند که چه وقت باید آبرو را داد و سکوت کرد و چه وقت باید فریاد زد..
چند روز پیش احمدی نژاد به صورتی غیر مترقبه در مجمع تشخیص مصلحت حاضر شد! با دشمن قدیمی و شماره یکش مصافحه کرد! انگار نه انگار که در مناظره ها چه کرد.. انگار نه انکار که چند ماه قبلش با تنزل جایگاه هاشمی تا حد وزیر خودش، امضای حکم رئیس دانشگاه آزاد را به وزیر علوم سپرد! انگار نه انگار که کچوییان و دیگران او را متهم به ساخت و پاخت با هاشمی کرده اند و اینکار او تاییدی برای آن است که امثال آقای کوچک زاده مجددا در مورد احمدی نژاد به اندیشیده های جالبی دست یابند! انگار نه انگار!البته در جایی که هنوز جایگاهی برای نفس انسان باقی مانده باشد و هنوز تعلق خاطری نسبت به آبرو برایش مانده باشد البته هیچ توضیح منطقی برای کارهای احمدی نژاد نمی یابد! حتی اگر احمدی نژاد مخفیانه وارد ساخت و پاخت با هاشمی هم شده باشد و ملت را فروخته باشد؛ هر عقل سلیمی و هر اندک شعوری می تواند تشهیص داد که این ساخت و پاختباید مخفی بماند چرا که همه ارزش و اعتبار احمدی نژاد به خاطر ایستادن در مقابل هاشمی بود. دیگر چرا علنی؟ چرا جلوی چشم همه مردم؟ این مطلبی است که سیاستمداران در توضیح آن در می مانند! خیلی از طرفداران احمدی نژاد هم بهکذا!
اما نه زیاد هم موضوع پیچیده نیست..برگردیم به همان خصایل نظری جبهه پایداری...
حرفهای الهام در مورد بیکاران که البته به حق و جالب بود اما برای کسی که یادش باشد ماجراهای امثال شیخ علی تهرانی و آذری قمی چه بود و چرا رهبری احتراز دارد از اینکه برخی از رجال بیکار باشند...اما از آنجا که آقای الهام هنوز تا درجه ولایتمداری احمدی نژاد فاصله زیادی دارد؛ فکر نکرد مخاطبینش الان در ذهن او نیستند و این اتهام بیکار جمع کردن قبل از آنکه اتهام به هاشمی باشد دقیقا اتهامی به شخص رهبری بود و معنایش اینکه رهبری مجمعی را برای حقوق دادن به یک مشت افراد بی سروپا ایجاد کرده است و معنای بسیار بدترش اینکه رهبری خودش عمد دارد در نظام تفرقه و دعوا ایجاد کند... العیاذ بالله.این نظریه فورا در جامعه منتشر شد.حامیان هاشمی و مخلصان اشرافیت متحد و پرونده سازانی نظیر حسین شریعتمداری فرصت را غنیمت شمردند تا از این حرف حقی که بناگاه گفته شده بود نهایت بهره برداری را کنند. البته خیلی های دیگر هم به راه افتادند تا ...در اینجا باز هم رهبری خطر تضعیف است. یکی از خودی ها تیری را به خطا رها کرد که ممکن بود به قلب رهبری بنشیند...اما این رهبر الان سپری دارد که آمده است از هر طرف تیری به سوی رهبری رها شد خود را در معرض آن قرار دهد. این سپر گر چه اکنون هزار اثر ضربت بر آن است باز هم حشاشه خود را به کار انداخت..احمدی نژاد در همین جمع بیکار حاضر شد. بسیار جدی و با همانها بسیار گرم گرفت. اگر قرار باشد عدم حضور احمدی نژاد به تصمیمات رهبری را بی اهمیت جلوه دهد همان بهتر که استخوان در چشم و خار در گلو در همان جمع حاضر شود تا ما از یاد ببیریم که چرا همو سالها حاضر نبود در این گروه حاضر شود یاد بیاوریم حال علی را آنگاه که در نماز ابوبکر حاضر می شد تا اصل اسلام و نماز جمعه و جماهت آن سالم بماند...بسیار برایم جالب بود که کسانی - همان ها که معتقد به ایستادن احمدی نژاد در مقابل رهبر هستند- نوشتند که علت حضور احمدی نژاد دستور رهبری بود! چیزی که مضحک است آن بود که فکر نکردند آیا دستور رهبری بود که با هاشمی آنطور گرم گیرد؟ آیا این طرز رفتار یک اطاعت زوری است؟ که هفت سال اطاعت نمی کرده و در آن مجمع حاضر نمی شده است؟
ما احمدی نژاد را نشناختیم. در این ماههای باقیمانده باید او را دریابیم.


سعدی در مجالس پنجگانه آورده است که:
طاووس عارفان، بایزید بسطامی، یک شب در خلوت خانه ی مکاشفات، کمند شوق را بر کنگره ی کبریای او در انداخت و آتش عشق را در نهاد خود برافروخت و زبان را از عجز و درماندگی بگشاد و گفت: «بار خدایا، تا کی در آتش هجران تو سوزم؟ کی مرا شربت وصال دهی؟»
به سِرَش ندا آمد که بایزید، هنوز تویی ِ تو همراه توست.اگر خواهی که به ما رسی، خود را بر در بگذار و در آی.
احمدی نژاد؛ احمدی نژادی بودن خود را گشت در گذاشته است و از خود رد شده است. باید هم که جبهه پایداری از او عبور کند.

یا انگار که به قول شهید آوینی: پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است...بمانند در سه تیر

http://nedaiedaroun.com/component/content/article/12-comment/134-1391-02-05-19-39-11.html

خانه دوست | 2:45 بعد از ظهر - چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391
+
 
گفتم شوم فدایش، یاری که بی رفیق است
گفتم شوم فدایش، یاری که بی رفیق است





گفتا که منحرف گشت، از خط راست، محمود
گفتم خیالتان تخت، برنامه ای دقیق است

گفتا به روز روشن، امر ولی رها کرد
گفتم بصیرتی نیست! تحیل تان رقیق است

گفتا ندای کیهان، تکفیر و لعن او بود
گفتم چه بهتر از این؟ فرجام شان حریق است

گفتا علیه یارت، صف بسته اند حریفان
گفتم که باک مان نیست، ایمان مان عمیق است

گفتا نهایتش چیست؟ این راه پر مغیلان
گفتم شوم فدایش، یاری که بی رفیق است

گفتا که عاقبت را بر او چگونه بینی
گفتم که در نگاهم از ابتدا شهید است






شیمون پرز،درگفتگو با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، نیویورک، ۲مهر ۱۳۸۹:



«ما باید وضعیتی را به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. او یک دیکتاتور است. او یک قاتل است. او یک تروریست است… او تقریبا به عنوان یک قهرمان فرهنگی پذیرفته شده است. چنین وضعیتی مایه شرمساری است. ما باید ارزشهایمان را تقویت کنیم. باید اهمیت شرمسار بودن را برگردانیم.»






رئیس رژیم صهیونیستی وقتی این جملات را به زبان می آورد، خوابش را هم نمی دید که خیلی زود، کسانی در ایران به خواسته اش جامه عمل بپوشانند و وضعیتی به وجود بیاورند که در سایه آن، صدای آمریکا (VOA) بتواند مدعی شود: «احمدی نژاد امسال (سال ۱۳۹۰) به عنوان خودش در سازمان ملل حضور دارد، نه به عنوان نماینده جمهوری اسلامی!»





تبریک می گویم به همه کسانی که شرایطی به وجود آورده اند که بودن در کنار احمدی نژاد برابر شود با تحمل برچسب انحراف. تبریک می گویم به آنها که در خطبه های نماز جمعه شان، کوچکترین اشاره ای به نطق انقلابی احمدی نژاد در اجلاسِ ۱۳۹۰ سازمان ملل نکردند و با این کارشان به ادعای صدای آمریکا مهر تایید زدند.




تبریک می گویم به آنها که هر جدا شده ای از دولت احمدی نژاد را مخالف جریان انحرافی معرفی می کنند و کم و بیش هر عضوِ جدیدِ دولتِ احمدی نژاد را گزینه جریان انحرافی می خوانند و به زبان دیگر، بودن با احمدی نژاد را «انحراف» و منکر معرفی می کنند.




تبریک می گویم به آنها که حمایت از احمدی نژاد را آنقدر ننگ و زشت می دانند که تحمل وجود حتی یک سایتِ حامی احمدی نژاد را در اینترنت ندارند و اگر زورشان برسد تنها روزنامه دولت (ایران) را هم تعطیل خواهند کرد.



زنده باد یوسف آستان ولایت دکتر محمود احمدی نژاد


تبریک می گویم به همه رسانه های مدعی ولایت که دفاعیه های جانانه و هر چند وقت یک بار احمدی نژاد از نظریه «ولایت فقیه» را بازتاب نمی دهند تا انگاره «ضد ولایت فقیه بودن احمدی نژاد» در اذهان جا بیفتد.



تبریک می گویم به همه آنها که شرایطی را به وجود آورده اند که در سایه آن، هر کاندیدایی و هر لیستی در انتخابات پیش روی مجلس، اگر بخواهد از نام و عکس احمدی نژاد در تبلیغاتش استفاده کند، پیشاپیش می داند که به انحراف متهم خواهد شد.





غلام همت آنم که زیر چرخ کبود              ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست







  غلام همت آن نازنینم                             که کار خیر بی روی و ریا کرد

http://www.salmanonline313.blogfa.com/post/226




خانه دوست | 10:14 بعد از ظهر - دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391
+
 
احمدی نژاد ذوالقرنین زمان است
با دسته بیلهای خود دشمنان را طعمه کوسه های خلیج فارس می کنیم!

احمدی نژاد ذوالقرنین زمان است

سپس عبدالرحیم خطیبی قشمی به عنوان نماینده علمای اهل سنت استان هرمزگان به پشت تریبون رفت.

وی در سخنرانی خود ضمن تلاوت آیاتی از قرآن کریم در خصوص ذوالقرنین، در اظهاراتی جالب به مقایسه اعمال و رفتار احمدی نژاد با این شخصیت پرداخت و در پایان نیز احمدی نژاد را ذوالقرنین زمان نامید که برای ملت ایران افتخار آفرینی می کند.

اجرای سرود در وصف احمدی نژاد

سپس گروه سرودی از دختران بندرکنگ استان هرمزگان سرودی را با لهجه بندری اجرا کردند.

یکی از نکات جالب این سرود بخش پایانی آن بود که به لهجه بندری و در وصف احمدی نژاد سروده شده بود. در این بخش احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری مردمی و افتخار آفرین معرفی شد.

پس از این سرود حسین معصومی به نمایندگی از صنعتگران هرمزگانی به سخنرانی پرداخت.

وی مهمترین مشکلات صنعتگران هرمزگانی را تسهیلات بانکی و صدور مجوزهای کارشناسی نشده عنوان کرد.

رئیس جمهور، یا علی بگو

اما جالب ترین سخنرانی مراسم دیشب را اسماعیل خوشدل نماینده جامعه صیادان و کشاورزان هرمزگانی انجام داد.

وی مشکلاتی همچون خشکسالی و تسهیلات بانکی و همچنین وجود دزدان دریایی را به عنوان مشکلات اصلی کشاورزان و صیادان هرمزگانی عنوان کرد و در پایان سخنان خود با صدای بلندی خطاب احمدی نژاد گفت: آقای رئیس جمهور یک یاعلی بگو و مشکل اقساط بانکی عقب افتاده صیادان و کشاورزان هرمزگانی را حل کن، چون کشاورزان به علت خشکسالی و صیادان به علت حمله دزدان دریایی به آنها در آبهای آزاد با مشکلات فراوانی در پرداخت تسهیلات بانکی خود مواجه شده اند.

وی در پایان تاکید کرد: اگر دشمنان نگاه چپی به خاک ایران داشته باشند همین کشاورزان هرمزگانی با دسته بیلهای خود و صیادان با لنجهای خود دشمنان را طعمه کوسه های خلیج فارس خواهند کرد.

http://inn.ir/newsdetail.aspx?id=99522

خانه دوست | 4:34 بعد از ظهر - چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391
+
 
احمدی نژاد و امام خامنه ای در مقابل اقتدارگرایان

تغییر گرا

قرار است رفسنجانی در تاریخ 26 تیرماه در نماز جمعه حاضر شود. او به خوبی میداند که نباید این فرصت تاریخی را از دست بدهد و باید سخنان و مطالبی را که او به آنها اعتقاد دارد بگوید. از مدتها قبل رسانه های ضد انقلاب به تبلیغ در اینباره می پردازند. آنها به این نماز جمعه امید زیادی بسته اند، اتفاقی که در تاریخ جمهوری اسلامی بیسابقه است: یعنی امید بستن ضد انقلاب و افراد معارض نظام به نماز جمعه. پس از تبلیغات فراوان روز موعود فرا میرسد. سر و کله عده ای که که با خود نشانه های سبزرنگ به همراه دارند پیدا میشود و آنها با فریاد "هاشمی هاشمی سکوت کنی خائنی" از هاشمی می خواهند تا صریحا موضع گیری کند. هاشمی رفسنجانی در سخنانی به تردید افکنی در عرصه انتخابات می پردازد، خواستار آزادی زندانیان و محکومان اغتشاشات پس از انتخاب میشود، از بی اعتمادی مردم سخن می گوید و... .

روز 27 تیرماه و در حالیکه سخنان هاشمی با استقبال بیسابقه فتنه گران و کشورهای خارجی همراه شده است، خبر انتصاب مشایی به معاون اولی منتشر میشود. اولین کسانی که گرای توپخانه را عوض میکنند، اهالی خبرگزاری فارس هستند! و بعد از آن سایت آقای کینه جو(احمد توکلی) یعنی الف. این پروپاگاندا با فشار رسانه ای به رئیس جمهور برای تحمیل خواسته های خود که خبر از یک بدعت برای تحت فشار قرار دادن منتخبین ملت می کرد با تحریک انجمن های دانشجویی و سوء استفاده از آنها- که در قضیه تسخیر سفارت انگلیس هم تکرار شد- سرعت بیشتری گرفت. اقتدارگرایان بیانیه چند انجمن را با تیتر "آقاي احمدی‌نژاد! سکوت نمي‏کنیم" منتشر میکنند. سپس شایعه برکناری و استعفای مشایی را مطرح میکنند اما وقتی میبینند جواب نمیدهد خودشان وارد میشوند: "توکلی: مشايي صلاحيت هيچ پست مديريتي را ندارد!"

 

فشار به احمدی نژاد برای تسلیم کردن او

اقتدارگرایان که از احمدی نژاد و یارانش به شدت واهمه دارند و امروزه یکی پس از دیگری از رای خود به محسن رضایی پرده بر میدارند، با یکدیگر پیمان میبندند که هاشمی را نجات دهند و جلوی احمدی نژاد را بگیرند. آنها در اولین مرحله باید بتوانند احمدی نژاد را با ایجاد فشار به عقب برانند تا به او بفهمانند که اگر برای احزاب و گروهها ا عتباری قائل نباشد و سهمشان را به عنوان اصولگرا ندهد، جلویش خواهند ایستاد. اولین کار آنها برداشتن فشار از هاشمی و منتقل کردن آن به احمدی نژاد است، اتفاقی که با همراهی ساکتین فتنه جدید یعنی جبهه پایداری بعدها تکمیل شد. در حالیکه خبرگزاری های خارجی و ضد انقلاب در حال تحلیل و حمایت از رفسنجانی و سخنان او در نماز جمعه هستند، خبرگزاری فارس که همه میدانیم منتسب به کدام نهاد است و دهها سایت و روزنامه و دیگر رسانه های این نهاد و بقیه اقتدارگرایان، جهت فشار را بطور کامل از رفسنجانی بر میدارند و به سمت احمدی نژاد منتقل میکنند آنهم بخاطر یک انتصاب! دقت کنید که سخنان جنجالی رفسنجانی طی یک روز به موضوع درجه دوم و سوم تنزل پیدا کرد و به سرعت از اولویت های خبری خارج شد! این بخشی از لیست اخبار سیاسی فارس در روز 28 تیر است:

 

شریعتمداری و کیهان هم به عنوان یکی دیگر از حلقه های اقتدارگرایان فعال میشوند و در چند سری یادداشت و فقط در 5 روز، مشایی را بر اساس "بدبینی" و "احتمال"، نفوذی خارجی ها و عامل انقلاب رنگی معرفی میکند! وقتی تهدید انقلاب رنگی و عوامل نفوذی برانداز هست، چه کسی به رفسنجانی نگاه میکند؟! دوباره برمیگردیم به سوال مطلب قبلی: چرا شریعتمداری باید این کار را بکند؟! کیهان به چه کسانی خط میدهد و از چه کسانی خط میگیرد؟!

اقتدارگرایان با فشار وارد کردن اما به بن بست میخورند: اگر نتوانیم با دروغ و شانتاژ خبری احمدی نژاد را وادار به عقب نشینی کنیم در آینده چه خواهد شد؟! دیگر چه کسی برای ما اهمیتی قائل خواهد بود؟! قضیه برای اصولگرایان حیثیتی شده است و آنها دست به هر کاری(دقیقا هر کاری) میزنند تا بازنده نشوند... .

فشار به رهبری...

اقتدارگرایان در گذشته هم در لفافه به کرات از فشار به رهبری سخن گفته اند. باهنر چندی پیش با بیان مثال بنی صدر و اینکه امام خمینی "بالاخره" قانع شد، به صراحت از لزوم مشاوره و نامه دادن(یا همان فشار) به رهبری سخن گفته بود... . هنگامی که اقتدارگرایان از عقب نشینی احمدی نژاد مایوس شدند، فشار به رهبری علنی میشود: "در صورت اصرار آقاي احمدي‌نژاد بر اين انتصاب، ايشان بايد منتظر واكنش معترضين باشد و روحانیون مجلس در صورت قبول نکردن احمدی نژاد، برای برکناری مشایی از رهبری استمداد خواهند طلبید!" ولی فردای این خط و نشان کشیدن برای رهبری، امام خامنه ای جواب روشنی میدهند: يك چيزهائى را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكرده‏ ايم. يك چيزهائى را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كرده ‏ايم. نخبگان سر جلسه‏ى امتحانند؛ امتحان عظيمى است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است....

اقتدارگرایان و خط فشار

اما اقتدارگرایان هنگامی که میبینند با فشار به احمدی نژاد و رهبری نمی توانند نظرات خود را بر آنها تحمیل کنند، در یک بدعت تاریخی، خبر نامه خصوصی امام خانه ای به احمدی نژاد در مورد عدم انتصاب مشایی به معاون اولی را منتشر میکنند. ابتدا ابوترابی فرد در 30 تیرماه در جمع خبرنگاران خبرِ نامه خصوصی رهبری به رئیس جمهور را علنی میکند: "«بايد» بدون كمترين درنگ، حكم عزل و يا قبول استعفاي مشايي توسط رياست جمهور اعلام شود... علاوه بر این، در ابلاغ نظر رهبری بر بکار نگرفتن مشائی در پست ها و معاونت های کلیدی مجموعه کابینه دهم نیز تاکید شده است!" سپس توکلی(مفتخر به دریافت لقب کینه توز از امام خامنه ای!) صحت نامه را تایید میکند... .

با مشاهده نامه امام خامنه ای به احمدی نژاد و مقایسه آن با نامه ابقای مصلحی، مشخص میشود که نامه به رئیس جمهور، به هیچ وجه رسمی نیست(نه مهر دارد و نه شماره) و جنبه خصوصی داشته است. حال سوال اینست: آیا افشای نامه خصوصی شخص اول مملکت به شخص دوم مملکت چه حکمی دارد؟! چه کسانی با چه تفکری به چنین کاری افتخار میکنند؟! طبق قوانین جمهوری اسلامی، خیانت در امانت 6 ماه حبس دارد آنهم در شرایطی که امانت، امانتی عادی باشد، چه برسد به نامه خصوصی شخص اول کشوری به دومین شخصیت کشوری...شورای نگهبان میتواند صلاحیت کسانی را که به رهبر خود خیانت در امانت میکنند و نامه خصوصی او را منتشر میکنند تایید کند؟! و... مشخص است که اقتدارگرایان برای پیشبرد اهداف خود حتی به رهبری هم رحم نمیکنند... . پس از انتشار خبر غیر رسمی نامه رهبری در مورد مشایی، اقتدارگرایان با تمام قوا به شانتاژ میپردازند...

 

سرانجام شریعتمداری و کیهان در یک بدعت تاریخی، نامه خصوصی رهبر را در ساعت 12 نیمه شب 2 مرداد در پایگاه روزنامه کیهان منتشر میکنند و دفتر رهبری هم چندین ساعت پس از انتشار نامه از مجاری غیرقانونی، یکی از آخرین پایگاههایی است که نامه را منتشر میکنند!!! هنگامی که نامه بطور عمومی منتشر میشود، احمدی نژاد استعفای مشایی را قبول اما او را به رئیس دفتری منصوب میکند و اژه ای وزیر اطلاعات و صفارهرندی وزیر فرهنگ(از انتشار نامه خصوصی رهبری حمایت کرده بود و رابط کیهان) را در حالیکه تنها چند روز تا انتهای عمر دولت باقی مانده برکنار میکند تا به اقتدارگرایان بفهماند که با افشای نامه خصوصی رهبری قاطعانه برخورد میکند.

احمدی نژاد و رهبری در برابر اقتدارگرایان می ایستند...

امام خامنه ای در نامه برکناری مشایی از معاون اولی، مشایی را فاقد صلاحیت نمیداند و فقط عنوان میکنند که باعث اختلاف و دودستگی هواداران رئیس جمهور میشوند. اما احمدی نژاد مشایی را به رئیس دفتری منصوب میکند و اینبار رهبری نه نامه می نویسند و نه از اختلاف و دو دستگی سخن میگویند که هیچ، اتفاقا در 3 مرداد و در جمع قاریان تاکید میکنند که نباید یک نفر را از هر آنچه صلاحیت محسوب میشود نفی کرد: "من مى ‏بينم تو همين قضاياى سه چهار روز اخير باز بعضى‏ ها هى ميخواهند اختلافها و شكافها را بيشتر كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همه‏ ى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد... ." حالا یک سوال بسیار مهم پیش می آید که اگر حضور مشایی به عنوان معاون اولی باعث اختلاف و دو دستگی میشود، آیا حضور او به عنوان رئیس دفتری باعث همین اختلاف و دو دستگی نمیشود؟! مگر رهبر ما تعارف دارند که دوباره مسئله ای را بیان نکنند؟! مگر ایشان نفرموده اند تا زنده هستند اجازه انحراف را نمیدهند، پس چطور با معاون اولی مشایی برخورد میکنند و با رئیس دفتر شدنش نه؟! چیزی که متاسفانه خیلی ها به خصوص اعضای جبهه پایداری توان درک آن را ندارند اینست که اگر شما خواهان اجرای حکم حکومتی خصوصی رهبری بدون فوت وقت بودید، آیا با افشا و عمومی شدن شرایط اجرا عوض نمیشوند؟! یک تصمیم بستگی به شرایطی که رخ میدهد و در پس زمینه اتفاقات اتخاذ میشود، حال اگر شرایط و پس زمینه ها بطور کلی عوض شوند،حتما باز هم باید همان کار قبلی را انجام داد؟! برخی انسان های نادان هم که سنگ رهبر را به سینه میزنند مدعی هستند که احمدی نژاد در برابر رهبری لجاجت کرده! و توضیح نمیدهند اگر احمدی نژاد لجاجت کرده آیا رهبری در برابر یک لجاجت کوتاه آمده اند؟!!! ما که ایشان را اینگونه نشناخته ایم.

در واقع احمدی نژاد با انتصاب مشایی به رئیس دفتری به اقتدارگرایان میفهماند که جلوی بدعت آنها در افشای نامه خصوصی رهبری می ایستد و نمی گذارد عده ای با "مصلحت سازی"به رهبری فشار بیاورند و حتی برای نشان دادن این ایستادگی، به مشایی چند پست جدید هم میدهد؛ بهتر بگویم احمدی نژاد با پست دادن به مشایی با اقتدارگرایان و بدعت آنها در فشار به رهبری و منتخبین ملت مبارزه میکند و امام خامنه ای هم دیگر نه تنها مخالفتی با این امر نشان نمیدهند که در اوج شدیدترین حملات به مشایی(زمانی که شریعتمداری مشایی را عامل انقلاب رنگی میخواند!) در بین عموم مردم تاکید میکنند "به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همه‏ى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند." و خودشان ترمز اقتدارگرایان را به گونه میکشند که فردایش شریعتمداری با یک ولایتمداری از نوع هاشمی(همچنان به حرف های نماز جمعه خودم معتقدم!) از مواضع خودش عقب نشینی میکند... . امام خامنه ای بار دیگر در جواب یک دانشجو که می گوید دلمان از چپ و راست رئیس جمهور خون است می فرماید: خوب، حالا دل شما خون - كه خدا نكند خون باشد اما به شما عرض بكنم؛ اينها جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست.

همین پاسخ اقتدارگرایان را تا مرز سکته پیش میبرد! معلوم نیست رهبری دیگر باید چه بگویند... .

این مطلب یک مقدمه بود برای رسیدن به اصل قضیه استعفای مصلحی.

http://nedaiedaroun.com/q-a-a-on-the-doctor-ahmadinejad/115-ahmadinejad-and-imam-khamenei-against-authoritarians.html#JOSC_TOP

خانه دوست | 3:49 بعد از ظهر - سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391
+
 
تحليل جالب يك دوست ( آقاي ابطحي ) در پاسخ يك تكفيري به نام شناس
شناس: اگر دقتی در این سخنان(توضیحات نویسنده سایت: سخنان تحریف شده احمدی نژاد مورد استناد شناس قرار گرفته است و این سخنان هیچ منبع رسمی ندارند) داشته باشید به راحتی می فهمید که احمدی نژاد معتقد است(در انتخابات پیروز خواهد شد) و این اعتقاد را با رهبری عزیز نیز در میان گذاشته است که رهبری به دلیل آن که ارتباطی با مردم ندارند و یا مردم با ایشان رو دربایستی دارند از اخبار صحیح اطلاعی ندارند، تصمیم گیری یک شخصیت نیز بر اساس اطلاعاتی است که به ایشان می رسد و نتیجه ای که از سخنان احمدی نژاد می شود گرفت: تصمیمات رهبری بر اساس اطلاعات غلط می باشد!

وتفقد الطير فقال ما لي لا أرى الهدهد أم كان من الغائبين لأعذبنه عذابا شديدا أو لأذبحنه أو ليأتيني بسلطان

مبين فمكث غير بعيد فقال أحطت بما لم تحط به وجئتك من سبأ بنبأ يقين..
آری. جایی است خدا می گوید گاهی اطلاعات یک پرنده و حیوان از اطلاعات یک پیغمبر که مالک شرق و غرب عالم است و جنس و
انس در تسخیر او است بیشتر است 
هدهد می گوید من چیزی می دانم که توی سلیمان بزرگ نمی دانی!

به دوستانی متن فوق جناب
شناس را خوانده اند استدلال مشهور زنون را یادآوری می کنم که بدیهی است برای گذر از خیابان ابتدا باید نصف آن را
پیمود و سپس نصف نصف را و همینطور به نصف کردن ادامه داد ! لذا هیچ کس از خیابان نمی تواند عبور کند! اما مردم از
خیابان رد می شوند پس حرکت از اساس غلط است!
به این می گویند سفسطه. ابتدا با یک فرض منطقی شروع کنید و سپس نتیجه ای
کاملا غیر منطقی بگیرید.
مثل همین جناب شناس که از یک واقعیت بدیهی یعنی جایگاه ویژه رهبری شروع کند و نتیجه ای
کاملا ضد واقعیت بگیرد.
بدیهی است که نوع برخورد مردم با شخص امام با رئیس جمهور فرق دارد. نوع تقاضا ها، نوع صحبت
ها و نوع نگاهها. حق احمدی نژاد بر ما حق برادر مسلمان بر برادر مسلمان است اما حق رهبری حق ولایت و حکومت
است.
روزی پس از شهادت مالک اشتر که امیرالمومنین علی علیه السلام مردم را در نخلیه برای جهاد جمع کرده بود - در آن
سال آخر- سر و صدا ریاد شد و عده ای شروع کردند همهمه کنند. یکی از آن میان فریاد زد " اینجا نقش مالک اشتر مشخص می
شود . اگر زنده بود کسی جرات نداشت در میان سخنان علی همهمه کند". حضرت امیر فرمود مادرانتان به عزایتان
بنشینند. حق مالک بر شما بیش از حق یک برادر برادر نبود و حق من برشما حق ولایت است.
اتفاقا همین مالک کسی بود که با
اصرار خود رای امام را در مورد ابوموسی اشعری برگرداند و زمانی که امام در ابتدای کار کسی دیگر را به حکومت بصره
گماشت مالک با اصرار از ایشان خواست که ابوموسی را به حکومت بصره بر گمارد چرا که مردم بصره خاطره خوبی از حکومت او
دارند. همین ابوموسی والی شد و آن خیانت ها را در جنگ جمل با حمایت از عایشه صورت داد و مالک اشتر را شرمنده کرد. اما
هیچگاه در کل تواریخ کسی مدعی نشد که مالک نظر خود را بر امام تحمیل کرده است! هرگز کسی در اخلاص مالک شک نکرد و
علی در موردش فرمود
مالک برای من چنان بود که من برای پیغمبر بودم.

رفتار رسانه ها و ارباب مطبوعات را با رهبری پیش
از احمدی نژاد بیاد آورید تا ببنید معنای سخن مردم کوفه در مورد مالک اشتر چه بود. اگر احمدی نژاد هیچ کاری نکرد
جز اینکه مانند سپری تمام تیرهایی را که به سوی ولایت پرتاب می شد با تن خودش گرفت. 
می بینید که چرا در این روزها با
احمدی نژاد دوباره زبان عده ای باز شده است... تن سپر پاره پاره است...

حالا این جناب شناس به خیال خود به کشفی بزرگ
از جنس کشف کریستف کلمب نائل شده است و می تواند همه جا جار بزند که من چه مچ گیری بزرگی کردم. اما همانطور که
کاشفان واقعی آمریکا همان سرخپوستان ، معنای واقعی ولایت فقیه را جز ولایت پذیران واقعی نمی دانند.
یادتان هست آن
زمانی که مسوولین ما خود را نوکر مردم نمی دانستند و رئیس جمهور خودش ساکن سعد آباد بود؟ زمانی که تنها رهبری به
عنوان محل 
التجای مردم باقی مانده بود؟ زمان خاتمی علیه اللعنه را می گویم . درست در زمان

زلزله بم، مردمی مصیبت زده کسی را دیدند با محاسنی بلند و سپید که با لباسی عادی در کوچه های شهر ویرانشان قدم می
زند. ابتدا او را با حیرت و تعجب می نگریستند ولی کمی که دقت می کردند و او را که ظاهرا بدون هیچ اسکورت و حفاظی در
میانشان آمده بودند می دیدند متوجه می شدند این مرد راست قامت کسی جز سلاله واقعی زهرا و امام خامنه ای ، نایب مهدی
نیست. 

و پس از آن بود که حضرات خاتمی و باندشان متوجه شدند باید به بم بشتابند... اما امروز باید چقدر رئیس جمهور با
رهبر یگانه باشد که اگر رهبری هم به سفر برود آن را به سفر استانی تبدیل می کند و با همان کابینه و همان لیدر انحراف
جلسه هیات دولت تشکیل می دهد. مانند علی که به جای میثم تمار پشت پیخوان می ایستد و خرما می فروشد.
معنای خاکریز
بودن ولایت بودن همین است بکوری چشم همه شیاطین.
شما گمان کرده اید رهبری خود معنای سخن احمدی نژاد را قبول ندارد؟
پس چگونه و چرا خودش برای کسب اطلاعات واقعی با لباس مبدل به میان مردم می رود؟ برخلاف اصولگرایان پر ادعا که حتی
در مقابل رهبری از جای خود هم بر نمی خیزند، کسانی بودند از مادران شهدا که به امام خمینی نوشتند که خبر شهادت
چندمین باره فرزندانمان رسید، اما فدای یک تار موی شما مبادا شما ناراحت شوید.. و اینجا بغض حضرت روح الله
شکست..
اینها گمان کرده اند که ما رهبری را فردی معصوم از خطا، عقل کل و عالم به کل خفیات می دانیم. هرگز.
ولی فقیه
فقط یک انسان است مثل همه ما . مثل همه ما باید از مجاری انسانی کسب اطلاع کند، مثل همه ما ممکن است خطا کند و خودش هم
می گوید که من را هم می توانید نقد کنید.
تنها فرق رهبری شیعه با دیگر علمای شیعه آن است که امام زمان اطمینان داده
است اشتباهات او را تصحیح خواهد کرد و این است معنای قاعده لطف امام زمان و این است معنای مدیریت امام زمان که عده
ای تاب نمی آورند. اگر جز این بود و امور صرفا بر اساس عملکرد بشری جایز الخطا بود که تا کنون اثری از انقلاب و اسلام
و تشیع نمانده بود. دست کسی دیگر در کار است.
نمی می دانید یا نه، اما در زمان شیخ مفید زنی آبستن و نزدیک وضع حمل از
دنیا رفت در حالی که جنینش زنده بود. به شیخ ماجرا را گفتند، فرمود زن را به همین صورت دفن کنید. ( چرا که پاره کردن و
مثله کردن بدن مسلمان را جایز نمی دانیم) اما در حالی که مردم جنازه به قبرستان می بردند سواری از راه رسید . گفت شیخ
فرمود جسد زن را بشکافید و جنین را خارج کنید و سپس جسد را بدوزید و دفن کنید. و مردم چنین کردند. شیخ مفید از ماجرا
با خبر شد و فرمود قطعا آن سوار از سوی حضرت حجت صاحب الامر بوده است. سپس گفت اکنون که من سخنان و فتاوایم مطابق
واقع و دستور حضرت مهدی نیست استعفا می دهم و سه روز خانه نشست - ای به فدای اخلاص همه کسانی که خالصانه خانه نشستند
و ادب خود را نسبت به ولایت اثبات کردند- در اینجا بود پس از آن سه روز توقیعی شریف از امام زمان رسید " بر شما است
فتوا دادن و بر ما است تصحیح خطاها"
این است نوع رابطه ولایت حجت خدا با ولایت فقیه و رهبر شیعه. مدیریت امام زمان
جز این نیست. 

برای کسانی که به پیام امام خمینی را خطاب به سید علی خامنه ای به 
یاد دارند ( تازه غیر از ماجرای نخست وزیری هم که
لابد معرف حضور هست و آن چند ماه کشاکش... )- همان پیامی که که از صدا و سیما قرائت شد و رئیس جمهور وقت و امام جمعه
موقت وقت تهران را به خانه نشاند - که سخنان شما [ درباره ولایت فقیه] اصلا منظور من نبود.... 

چه جالب است که سالها
بعد اینبار همان سید علی خامنه ای در مقام ولایت امر است و ماجرایی گر چه نه به آن غلظت رخ می دهد و اینبار هم دشمنان
حقیقی ولایت در لباس دایه های مهربانتر از مادر در مقام مچ گیری ظاهر می شوند!

آری، شناس فرض مطلبش مانند فرض زنون
کاملا صحیح است. نوع تعامل رهبری با مردم با نوع تعامل رئیس جمهور با مردم کاملا فرق دارد. اما مهم این است که رهبری
به آنچه رئیس جمهور از مردم کسب اطلاع می کند کاملا اعتماد دارد و اگر نداشت نمی توانست بر اساس همین اطلاعات به
فعالیتهای این رئیس جمهور با عنوان جهاد اقتصادی واقعی نمره قبولی بدهد.

آن ادعایی که شما برای ولایت فقیه کردید
که باید عالم بالسر الخفیات و بدور از هر خطا باشد حتی خدا برای پیغمبری مانند سلیمان نکرد! و هیچ شرم ندانست که
بگوید اطلاعات یک هدهد از از اطلاعات سلیمان کاملتر است . حالا کار این بت پرستان به جایی می رسد که ولایت را بسیار
کاملتر از قرآن تعریف می کنند!
واقعا شیطان باید بیاید زیر دست اینها مدتی آموزش ببیند!

آنچه احمدی تژاد گفت عین
حقیقت بود و آنچه در ماجرای 11 روز کرد عین همان ادب شیخ مفید و سید علی خامنه ای بود. لیکن هستند کسانی که زنون وار
از فرض های درست به نتایج نا درست می رسند. همانطور که شناس ها هر گز به خود رحمت نمی دهند فکر کنند که چگونه رهبری
چنین ماجرایی را پوچ می داند؟
گویند مرحوم نصر الدین در شام والی حضور داشت 
والی با سر و صدا ی زیاد غذا می خورد ،
مرحوم نصر الدین پرسید آیا بی نظرتان غذا خوردن با سر و صدا ( ملچ . ملوچ!) بی ادبی نیست؟ گفت نه این کار در شهر ما بی
ادبی محسوب نمی شود. نصر الدین در حال تیزی بداد و حاکم را متغیر نمود و گفت ای مرد بی ادب چگونه چنین حرکتی از تو سر
سفره سر می زند؟ گفت این حرکت در شهر ما خلاف نیست و بی ادبی شمرده نمی شود!

شما بیایید و گند کسانی را جمع کنید که
هم ادعای پیروی از ولایت را می دهند و هم هیچ حرمتی برای نامه های خصوصی او قابل نیستند. در جایی که افشای نامه های
یک فرد معمولی جرمی بسیار سنگین است....
گر چه بوی گند نفاق بعضی مدعیان مشام خدمتگزاران را می آزارد و دشنه خود را
تا دسته در کمر احمدی نژاد فرو کرده اند، اما عشق ، هیچ دردی را نمی شناسد.

لایوم کیومک یا اباعبدالله...

http://nedaiedaroun.com/q-a-a-on-the-doctor-ahmadinejad/108-dirkings-from-behind-about-shariatmari.html#JOSC_TOP

خانه دوست | 2:41 بعد از ظهر - چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391
+
 
خنجرهایی از نارفیقان: شریعتمداری ها

خرس های فامیلی

سپاهیان مختار و سپاهیان آل زبیر اردو زده اند. کم کم زمزمه های خاله خرس ها شروع میشود... در اولین مراحل جنگ این سپاهیان مختار هستند که پیروز میدان هستند، اما کم کم همه چیز عوض میشود. به تدریج زمزمه های خاله خرس های خودی مانند موریانه به جان سپاه می افتد و شکاف به وجود می آید و بالاخره سپاه دو تکه میشود، یک عده پیاده به میدان میروند و یک عده فقط از دور به نظاره می نشینند... و اینچنین است که نارفیقان در پوشش رفاقت می توانند خیانت هایی مرتکب شوند که دشمن هم توان اجرای آن را ندارد... .

در این نوشته و مطالب بعدی به خانه نشینی احمدی نژاد از شروع ماجرا و قبل از آن تا پیامدهایش و خیانت های نارفقیان می پردازم. تا مدتی قبل راجع به برخی مطالب آن چند درصدی شک داشتم که اکنون بطور کامل این شک از بین رفته است. این اولین مطلب در اینباره است.

شریعتمداری و همپیمانی با ضد انقلاب بر علیه احمدی نژاد

28 فروردین شروع ماجرا با استعفای مصلحی

آقای مصلحی به عنوان وزیر اطلاعات کابینه بر سر مسائلی با آقای احمدی نژاد اختلاف پیدا می کند. این اختلاف که تا حدی می تواند طبیعی باشد، بیشتر میشود و سرانجام منجر به استعفای مصلحی از وزارت میشود و رئیس جمهور هم که با او به مشکل برخورده، با استعفای او موافقت می کند و او را به عنوان مشاور خود در امور اطلاعاتی منصوب می کند. ساعاتی بعد در خبری که در برخی رسانه ها بطور زنجیره ای منتشر میشود، گفته میشود که امام خامنه ای با این استعفا مخالفت کرده است اما جالب است که سایت رسمی و بیت ایشان که تنها منبع رسمی پخش اخبار ایشان هستند، مطلقا هیچ خبری را منتشر نمی کنند. در مطالب آینده بیشتر وارد این قسمت میشوم اما اکنون بنای ورود به آن را ندارم.

29 فرودین: با پخش خبری بدون هیچ منبع رسمی درباره مخالفت امام خامنه ای با استعفای مصلحی، تیتر اکثر روزنامه ها مخالفت رهبر انقلاب با استعفای مصلحی است، کیهان که زودتر بسته شده، با خبر "مصلحی رفت"منتشر میشود. در خبر متن کیهان در این روز آمده: "محمود احمدي نژاد با قبول "استعفاي" وزير اطلاعات، طي حكمي وي را به عنوان «مشاور رئيس جمهور در امور اطلاعاتي» منصوب كرد."

30 فروردین: سناریوی اقتدارگرایان با دروغ های شریعتمداری کلید میخورد

30 فروردین را کیهانی ها و شریعتمداری سناریوی خود برای ایجاد تقابل خیالی بین رهبری و رئیس جمهور را آغاز می کنند. کیهان در تیتر یک خود می نویسد: رهبر انقلاب به دولت"اجازه عزل" مصلحی را نداد. شریعتمداری هم در یادداشتی با بیان «عزل آقاي مصلحي از وزارت اطلاعات كه در پوشش «استعفا» صورت گرفته بود...» اعتراف می کند که خودش هم به خوبی میداند مصلحی استعفا داده، اما اصرار میکند که حتما این استعفا را برکناری جلوه دهد و به تولید یکسری واژه های دوپهلو دست میزند:

«...به دلیل مخالفت رهبر معظم انقلاب با "عزل" ايشان... اكنون بايد پرسيد كه آيا در ماجراي اخير يعني "عزل" آقاي مصلحي... رئيس باند مورد اشاره بعد از اطلاع از مخالفت رهبر معظم انقلاب با "عزل" آقاي مصلحي... روزنامه ايران، خبر قبلي خود مربوط به استعفاي ايشان را حذف كرده و خبر بعدي يعني مخالفت حضرت آقا با "عزل" وزير اطلاعات را تيتر كرده بود... بعد از آن كه با تاخير چند ساعته خبر مخالفت رهبر معظم انقلاب با "عزل" مصلحي را روي خروجي خود گذاشت... از اين روي اگرچه مي دانستم و مي دانم كه "بركناري" ايشان از وزارت اطلاعات براي شخص ايشان نوعي سبكبار شدن است... .» و اینچنین شریعتمداری با دروغ، استعفا را به عزل و برکناری تغییر میدهد. او در این مقاله با استفاده از فرمول «همیشه و در هر اتفاقی حتما پای مشایی در میان است!» سعی می کند که بانی این تقابل ((خیالی)) را مشایی معرفی کند!جالبترین و مهمترین واژه دوپهلو را در تیتر یک و تیتر متن خبر کیهان بیابید که مینویسد: «در پي "بركناري استعفا گونه"(!) وزير اطلاعات: رهبر انقلاب به دولت اجازه نداد مصلحي را عزل كند».


ادامه مطلب
خانه دوست | 3:45 بعد از ظهر - دوشنبه چهاردهم فروردین 1391
+
 
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

حالیا چشم جهانی نگران من و توست

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی به کجا چنین شتابان؟



 


در طول تاریخ اسلام و تشیع همواره آنچه که باعث شد حرکت فرهنگی اسلام و تمدن شیعی در برهه هایی از دوران حیات بشری متوقف شده و به انزوا رود، همین اظهارات سبک و دور از مصلحتِ افرادی همچون آیت الله مکارم شیرازی بود. متاسفانه آیت الله مکارم شیرازی طرز تفکرشان تنها محدود به همین جغرافیای شیعه در ایران بوده و هر سخن و صحبتی هم که دارند خریدارش فقط در داخل ایران است. متاسفانه ایشان به غیر از عالمان و افرادی که در حوزه های علمیه شهرت یافته اند، به افراد و عالمان و عرفایی که اگر چه در ظاهر در داخل حوزه های علمیه نبوده اند اما منشأ خدمات و برکات بسیاری برای اسلام و مسلمین بوده اند، بی توجه هستند. افرادی همچون شهید چمران، شهید آوینی و..  از این دسته اند. آیت الله مکارم شیرازی باید به این نکته توجه کامل کنند که اینجا ایران و دارای رهبر مقتدری است که نگاهش جهانی است نه اینکه نگاه ایشان فقط معطوف به داخل ایران باشد. رهبر عزیزمان حضرت آیت الله خامنه ای تنها کسی است که هم اکنون به فکر نجات بشر از این فلاکت جهانی است. و لذا ما می بینیم که مقام معظم رهبری برای اینکه بتوانند علاوه بر ایران، اسلام را در همه نقاط جهان بصورت کاربردی به اجرا دربیاورند. ابتداءً نمی آیند بگویند که ای مردم جهان شما همگی همین الان باید مسلمان و شیعه بشوید. بلکه ایشان با احترام گذاشتن به فرهنگ و رسوم انسانی ملتها، هویت ملی و عزت ملی آنها را ارج نهاده و سعی دارند با بیانی نرم و منطقی به این فرهنگ و هویت ملی کشورهای دیگر پوشش توحیدی بدهند تا در یک برنامه کاملتر این آداب و رسوم ملی را در قالب اسلام و دین تحقق بخشند. واینگونه می شود که اسلام و تشیع را با مهربانی و با عدالت و توحید گسترش داد.

جناب آقای دکتر احمدی نژاد هم دقیقا در همان راستای برنامه مقام معظم رهبری برای سعادتمندی ایران و جهان از جان و دل تلاش فراوان میکند. بنابراین اظهارات دکتر احمدی نژاد در کشور تاجیکستان در این خصوص که "فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داد" به هیچ عنوان سخنی بیهوده نگفته اند.  

آیت الله مکارم شیرازی عنوان کرده اند که علمایی چون شیخ طوسی ها حفظ کننده ی اسلام و تشیع بوده اند.(لینک)  بله، هیچ مسلمان شیعه ای منکر این نیست که امثال شیخ طوسی ها و شهید اول و ثانی و... در حفظ و زنده نگاه داشتن مکتب اسلام چه خون جگرها و شکنجه هایی دیده اند. اما لحن و گویش آیت الله مکارم بگونه ای است که گویا جناب آقای احمدی نژاد به این چیزها اعتقادی ندارد و متاسفانه دولت ایشان را متهم به کمرنگ نشان دادن نقش روحانیت در تاریخ تشیع میکنند. در حالی که دولت دکتر احمدی نژاد تنها دولتی بوده و هست که در طول سه سال گذشته پشتیبانی های عظیم مالی و معنوی از حوزه های علمیه و روحانیت معزز داشته است.

حال چگونه است که از آیت الله مکارم پرسیده شود که شما چرا با حمایت تکجانبه از عالمان حوزه های علمیه، نقش مراکز دیگر همچون دانشگاه و سایر نهادهای دینی را در حفظ و کرامت اسلام و تشیع نادیده می گیرید؟ حضرت آیت الله مکارم شیرازی شما باید با حفظ وحدت بین حوزه های علمیه و سایر نهادهای دیگر، بیش از پیش به وحدت جامعه مسلمین اهتمام بورزید نه اینکه خود عامل اختلاف و دودستگی بین مراکز موثر در حفظ و کرامت اسلام و تشیع بشوید.

متاسفانه از اظهارات آیت الله مکارم چنین برمی آید که ایشان با محکوم کردن هرگونه آداب و رسوم ملی که نشأت گرفته از هویت ملی آن ملت هاست، گذشته و تاریخ تمدن بشری را تا قبل از اسلام و حتی بعد از اسلام به هیچ هم به حساب نمی آورند. در حالی که هویت ملی افراد نقش بسزایی در تعیین آینده آنان دارد. آیت الله مکارم باید بدانند که با حذف کردن هویت و گذشته ملت ها به هیچ عنوان اسلام و تشیع در قلوب ملتها جاری نخواهد شد. چون با این کار، شما عزت و هویت آنها را زیر سوال برده اید. در حالی که منطق اسلام این طرز تفکر شما را را قبول ندارد. بهرحال اینگونه اظهارات آیت الله مکارم نشان میدهد که نوع نگاه ایشان به گسترش فرهنگ شیعی نه تنها جهانی نیست بلکه با این گونه اظهارات شان مانع بزرگی را در جهت تحقق برنامه های مورد مطالبه نظام و انقلاب اسلامی بوجود می آورند. و تاسف انگیزتر اینکه جبران هزینه سخنان ایشان در عرصه داخلی و جهانی به دوش رهبر معظم انقلاب و دکتر احمدی نژاد خواهد بود.

حکیم فردوسی هم جزو کسانی بود که در دوران خفقان و مستبد شاهان گذشته و در شرایطی که افراد را به جرم شیعه بودن اعدام میکردند، با آن شجاعت الهی و با کمک زبان شیرین فارسی اش که معدن معارف ناب الهی و اسلامی بود، - همانگونه که بنابه فرمایش رهبر معظم انقلاب، فردوسى خداى سخن است، او دلباخته و مجذوب مفاهيم حكمت اسلامى بود.(لینک) -  همچون عالمان شیعی تا آخرین بیت های شعرش از حریم اسلام و تشیع و در یک کلام از موجودیت مکتب پیامبر اسلام دفاع کرد.

 




از آنان که میخواهند حقیقت کلام و سخنان دکتر احمدی نژاد را بدانند و بی راهه قضاوت نکنند، درخواست میکنم علاوه بر مطالعه فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد شخصیت فردوسی و ضرورت اهمیت گسترش زبان فارسی و همچنین سخنان شهید آوینی در خصوص فردوسی و شاهنامه، متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد را که در تاجیکستان ایراد شده مطالعه فرمایند.






ادامه مطلب
خانه دوست | 8:41 بعد از ظهر - پنجشنبه دهم فروردین 1391
+
 
برای مظلومیت علی اصغر سیجانی و محمود احمدی نژاد
«اللهم اِنّی اَعتذِر الیک مِن مظلوم ظُلِم بحضرتی فلم اَنصره»
«بار خدایا! من از درگاه تو پوزش می خواهم اگر در حضور من بر ستمدیده ای ستم رفته است و من به یاری او نشتافته ام.» (امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، نیایش سی و هشتم، ترجمه علی موسوی گرمارودی)
***
«علی اصغر سیجانی»، کارگردان مستند «ظهور بسیار نزدیک است» است که سال گذشته با دستاویز قرارگرفتن این مستند، هجمه شدیدی به طور همزمان علیه او و دوستانش و  علیه احمدی نژاد و یارانش صورت گرفت.
متاسفانه در وضعیتی که اعتماد زیاد از حد به یک دسته از رسانه ها وجود داشته باشد و پرستش برخی اشخاص، غوغا کند، مخاطب چنین رسانه ها و اشخاصی، خود را از تفکر در ادعاهای آنها معاف می بیند و حاضر نیست تحلیل و اگر و امایی در ادعاهای آنها داشته باشد. در وضعیت «معافیت از تفکر و تعقل»، اگر نگوییم هیچ کس، کمتر کسی بود که سال گذشته این سئوال بدیهی به ذهنش برسد و از مدعیان سئوال کند که دو ادعای متناقض زیر را چگونه با یکدیگر جمع می کنند:
۱- جریان انحرافی، اعتقادی به واسطه ای به عنوان «ولی فقیه» بین امام غایب و ماموم ندارد و در برابر آیت الله خامنه ای قرار گرفته است و معتقد به رابطه بی واسطه با امام مهدی(عج) است و …
۲- جریان انحرافی، هزینه تولید و توزیع مستندی (مستند ظهور) را داده است که در آن به صورت احتمالی، آیت الله خامنه ای به عنوان «سید خراسانی» معرفی و تکریم شده است و از آن مهمتر، «محمود احمدی نژاد» هم به عنوان سردار مطیع سید خراسانی(شعیب بن صالح) معرفی شده است. 
اینگونه بود که با روانه شدن سیل اتهامات متناقض، هم به آنچه «جریان انحرافی» نامیده می شود ظلم شد، هم به تولید کنندگان مستند ظهور.
***
علی اصغر سیجانی اما به تازگی مستندی ساخته است به نام «لحظه دیدار» که در اینترنت قابل دسترسی است. چند روز پیش، خبر رسید که سیجانی توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است. از آنجا که این بازداشت، پس از تولید و تکثیر  مستند لحظه دیدار صورت گرفته است، می توان حدس زد که علت بازداشت دوباره او (سیجانی، سال گذشته هم چهل روز به خاطر مستند ظهور، بازداشت شد که پس از این مدت بازجویی و به دست نیامدن هیچ سند و مدرکی از ارتباط او با جریان انحرافی یا سرویس های خارجی، آزاد شد.) تولید و تکثیر این مستند بوده است. بنده این چند خط را با فرض اینکه سیجانی به خاطر مستند لحظه دیدار بازداشت شده است، می نویسم و اگر بازداشت او اتهام مخفی و محرمانه ای دارد که ما از آن بی خبریم، حق اظهار نظر در مورد این بازداشت را برای خودم قائل نیستم.
***
مسئولان محترم پرونده سیجانی را دعوت می کنم که تاملی در فیلمها و متون زیر داشته باشند و مقایسه ای بین محتوا، گفتمان و روح حاکم بر آنها با مستند لحظه دیدار داشته باشند:
۱- مستند Arrivals که توسط «هاشم عبدالله»، مسلمان مصری تولید شده است و لوح فشرده آن با زیرنویس فارسی توسط موسساتی همچون «موسسه فرهنگی موعود» به مدیریت «اسماعیل شفیعی سروستانی» در شمارگان بالا تکثیر شده است. این مستند در سخنرانی های «علی اکبر رائفی پور»، که سخنران مورد علاقه بسیج های دانشجویی، نهادها و تشکلهای انقلابی و پادگانهای سپاه و ارتش است، بارها تبلیغ شده است و بخشهایی از آن هم بارها در ضمن این سخنرانی ها پخش شده است.
۲- شماره های مختلف ماهنامه موعود و مطالبی که در این ماهنامه در مورد آخرالزمان و شرایط آخرالزمانی جهان کنونی منتشر شده است.
۳- مستند «پایان دوران» که در سال ۱۳۸۶ از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شد و اگر اشتباه نکنم، تهیه کننده آن دکتر «مجید شاه حسینی» بود.
۴- کتاب معروف و پرفروش «نشانه های پایان»، نوشته «علی فاطیمان»
البته از این دست موارد باز هم می توان نام برد ولی فعلا به همین چند مورد اکتفا می کنم.
از مسئولان محترم پرونده سیجانی سئوال می کنم که بینی و بین الله و وجدانا و انصافا، چه تفاوت اساسی بین روح و گفتمان حاکم بر مستند جدید سیجانی و نمونه های فوق الذکر وجود دارد که در تعطیلات نوروز، علی اصغر سیجانی باید در بازداشت باشد و افرادی همچون شفیعی سروستانی، رائفی پور، شاه حسینی و فاطمیان، پس از سالها فعالیت در این عرصه همچنان آزاد باشند؟
آخر چرا این شبهه را در اذهان منحرف ما به وجود می آورید که انحراف در بیان مسائل مهدوی و آخرالزمانی، صرفا بهانه است و سیجانی دارد چوب علاقه زیادش به احمدی نژاد را می خورد و تاوان استفاده از سخنرانی های احمدی نژاد در مستندش را پس می دهد؟
***

http://qods.info/?p=3841#comment-10244

خانه دوست | 11:41 قبل از ظهر - پنجشنبه دهم فروردین 1391
+
 
منوی اصلی
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

 
سایر امکانات
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com